امت حزب الله و جوگیری در بزنگاه
حوادث واقعه در هفتههای اخیر در دستگاه مجریهی کشور به خصوص در وزارت اطلاعات برای همهی دلسوزان انقلاب نگران کننده بود و هست. قدر مسلم آن چه بیش از همه این نگرانی را رقم میزند اختلاف نظر یا رودررویی رئیس جمهور با رهبر انقلاب و در یک کلام عدم تمکین رئیس جمهور از حکم رهبر انقلاب پیرامون وزارت اطلاعات است. البته در این میان، شایعات خبری و تحلیل های کیلویی هم بهاین نگرانیها در سطوح مختلف افزوده است.
گمان نمیکنم بر کسی از اهالی امت حزب الله و از جمله حقیر –اگر توفیق حضور در این خیل را داشته باشم- پوشیده باشد که عدم امربری رئیس جمهور از دستور رهبری، به هر دلیل، ولایت پذیری احمدینژاد را خدشه دار کرده و طرفداران او را سرخورده از رئیس جمهوری کرده است که همهی عزتش مدیون حرکت در مسیری بوده و هست که سال ها رهبر انقلاب به تبیین آن پرداخته بودند و پرداختهاند. حتی حالا دیگر کمتر کسی از قاطبهی طرفداران حزب اللهی احمدینژاد – که قاطبهی طرفداران او هستند- هست که لااقل به وجود کژیهایی در پندار و گفتار و کردار اسفندیار رحیم مشایی اعتقاد نداشته باشد. اما گرداگرد مسائل این روزها مطالبی به ذهنم می رسد که عرض می کنم:
سیرهی رهبر انقلاب همیشهاین بوده که در حفظ افراد مختلف در درون دایره انقلاب فراوان تلاش کردهاند. این، جدای از این که بخشی از شیوهی مدیریتی ایشان است، نگاهایشان به ویژگیهای شخصی شخصیتهای مختلف و دقت نظرشان در برخورد و اظهار نظر دربارهی افراد مختلف را نشان میدهد. لذا در طول رهبری ایشان بارها دیدهایم کهایشان در بارهی افراد مختلف با دقت و حتی وسواس و در عین حال قاطع و صریح سخن گفتهاند. این خصوصیت را می توان در اظهار نظرهای ایشان در مورد افرادی مانند مرحومان مهندس بازرگان و جهانگیر فروهر و آیت الله منتظری دید. حتی در حوادث تلخ و دردناک فتنهی دو سال گذشته تلاش زیادی از سوی حضرت ایشان برای بازگرداندن دو بازی خوردهی رأس فتنه انجام شد. و تا آخر هم سخنی که خارج از دایره انصاف باشد پیرامون آن دو به کار نبردند.
سخنان تحلیلی بسیاری از خواص انقلابی در چند هفته اخیر، حاوی مواضع تندی علیه کسانی است که می خواهند "روبروی ولایت فقیه قد علم کنند". و کیست که نداند هدف این سخنان، تلویحا و تصریحا، احمدینژاد است؟ البته آنها که امروز برای ولایت فقیه دل میسوزانند و از محاسن آن از جمله ممانعت از شکل گیری دیکتاتوری سخن می گویند، شامل طیفی گستردهاند. تکلیف کسانی که سالها از دستورات صریح رهبری پیروی نکردهاند و نظرات رهبری را مولوی و ارشادی کردهاند و نظرات ایشان را قابل نقد دانستهاند و بسیار بیش از آن که بر ولایت فقیه تاکید کنند بر حاکمیت قانون پا فشردهاند مشخص است. امروز روزی است که همهی اینان فرصت یافتهاند تا بغضا لمعاویه برای ولایت فقیه سینه زنی راه بیندازند و فریاد وا ولایتا سر دهند. در این نوشتار مایلم بیشتر به گروه دوم بپردازم.
همان طور که گفتم عدم تمکین احمدینژاد از رهبر انقلاب در ماجرای وزارت اطلاعات واضح است. این را از نامهی مستقیم رهبری به وزیر اطلاعات برای ادامهی فعالیت در این وزارتخانه می توان فهمید. اما سوال اینجاست. وظیفهی کسی که خود را ولایتمدار می داند چیست؟ تشخیص این که چه کسی مقابل امر ولی عمل کرده یک حرف است و از آن مهم تر این است که در مقابل این کوتاهی چه وظیفهای وجود دارد. الحمدلله همیشه بوده و هستند و خواهند بود افرادی که از خلوت های آقا خبر بیاورند و نظرات آقا را بیان کنند و...، اما ایشان چندین بار صراحتا گفتهاند که نظرات علنیشان خلاف آن چه در جلسات خصوصی بیان می کنند نیست. اگر چه که همهی آن چه در این جلسات عنوان میشود، صلاح نیست در ملا عام مطرح شود. لذا فرضا اگر ایشان علنا میگویند حاکمیت دو گانه وجود ندارد و این القای دشمن است، فردی که خود را ولایتمدار می داند اگر خلاف این حرف بزند یا اشارهای کند، خلاف نظر ولی عمل کرده است. اگر ایشان مسألهی اصلی امسال را جهاد اقتصادی می دانند و بیان می کنند، این نه از سر مجامله و مصلحت اندیشی –به معنای آن چه مصطح است- که بیان واقعیتی است از سوی ایشان و اگر کسی خلاف آن حرکت و رفتار کند بدون شک خلاف خواست ولی فقیه حرکت کرده است. او که خود را ولایتمدار می داند، باید تلاش کند مهر و قهر و حب و بغض خود را در فرمانبرداری از ولی دخالت ندهد. و البته حالت مطلوب این است که مهر و قهر و حب و بغضش با ولی یکی باشد...
دوستان حزب اللهیای که در بزنگاهاین روزها سعی در شبیه سازیهای تاریخی از احمدینژاد دارید، بدانید که خدای ناکرده ریزش احمدینژاد، قطعا ضربهای به ولایت فقیه است. ویژگی فتنه، غبارآلودگی و صعوبت تشخیص حق از باطل و شناخت وظیفه است. وگر نه، تشخیص این که احمدینژاد در مقابل نظر رهبری عمل کرده است چندان کار سختی نیست. شناخت این که در مقابل این کوتاهی چه وظیفهای داریم کمی دشوار است. بیایید خشم نفسانی خود را مهار کنیم و بکوشیم به جای کمک به پرت شدن یک فرد انقلابی و دور شدنش از مسیر انقلاب و ولایت، بهاین فکر کنیم که چگونه میتوانیم در مسیر فهم خواست ولی فقیه و فرمانبردای از او، پایدار قدم برداریم.