افکار عمومی را دریابید
طرح هدفمند کردن یارانه ها طرح بزرگی است. گمان نمی کنم کسی از میان کارشناسان اقتصادی با هر دیدگاه اقتصادی در این امر شکی داشته باشند. اگر چه قطعا عده ای به شیوه ی اجرای این طرح انتقادهایی دارند. برای آن که بزرگ بودن این طرح را بهتر دریابیم کافی است به اجرای طرح کارت هوشمند سوخت توجه کنیم. کارتی کردن بنزین – و نه حتی سهمیه بندی آن- چه به لحاظ بار مالی آن برای دولت و چه به لحاظ نیازمندی به همراهی و هماهنگی دستگاه های مختلف، شاید اصلا قابل قیاس با این طرح نباشد. با این حال همه از آن با عنوان یکی از چند اقدام بزرگ و شجاعانه محمود احمدی نژاد در دولت نهم نام می برند. (یادم می آید که حتی فرمانده نیروی انتظامی در جریان زمان اجرای ضربتی و یک شبه ی طرح هوشمندکردن سیستم فروش بنزین قرار نگرفته بود!)
سخنان شب گذشته دکتر احمدی نژاد در باره ی اجرای این طرح به نظرم سخنان خوبی بود. هم آن گونه که از احمدی نژاد سراغ داشته ایم با آرامش از این طرح سخن گفت. شیوه ی اجرای این طرح که به گفته ی دکتر احمدی نژاد آغاز شده است نشان می دهد که دولت به دنبال ایجاد اطمینان به مردم در مورد عدم ایجاد هر گونه پیامد سوء با اجرای این طرح در زندگی اقتصادی مردم است. این رویکرد رئیس جمهور در مواجهه با عموم مردم اگر چه شاید مورد قبول بسیاری از کارشناسان اقتصادی و حتی علوم اجتماعی نباشد، با این حال نشان از هوشمندی احمدی نژاد و درک صحیح او از فضای افکار عمومی مردم ایران دارد. به عنوان کسی که از اقتصاد تنها به اندازه همان چند واحد مختصر دانشگاهی می دانم -و البته دانستن و ندانستن همان اندک هم چندان توفیر ندارد!- به نظرم بخش مهمی از آثار اجتماعی و اقتصادی سیاست های کلان اقتصادی به مدیریت افکار عمومی بر می گردد. یعنی بیش از آن که نفس یک اقدام اقتصادی آثاری را به دنبال داشته باشد، فضای روانی حاصل از آن در افکار عمومی تاثیرگذار است. احمدی نژاد هم البته می کوشد با همین حربه اثرات روانی حاصل از طرح تحول اقتصادی در افکار عمومی و به تبع، آثار اقتصادی آن را به حداقل برساند. او با زیرکی تمام با یک ضرب و تقسیم ساده -و البته صحیح- به مردم می گوید که افزایش قیمت گازوئیل تاثیر چندانی در قیمت نهایی کالا برای مصرف کننده ندارد و با این کار هم افزایش قیمت کالاها را غیر منتطقی نشان می دهد و هم فضا را برای سخن بعدی خود که برخورد قاطع با محتکران و گرانفروشان است برای افکار عمومی آماده می کند. و با اطمینانی که می داند عموم مردم به او دارند از آن ها می خواهد که تا چند ماه از تعریف نیازهای جدید برای خانوار خود، خودداری کنند...
غرض از ذکر این نکات –که به نظرم از واضحات است!- بیان یک نکته است. اگر قبول کنیم که کنترل فضای روانی افکار عمومی و اطمینان بخشی به آن ها در مورد عدم ایجاد آثار سوء با اجرای طرح تحول اقتصادی، سهم عظیمی در بالا رفتن ضریب موفقیت این طرح دارد -که ظاهرا احمدی نژاد به عنوان مجری اصلی این طرح آن را پذیرفته است- باید به جای یه نفر به عنوان رئیس جمهور –که البته سخنش برای خیلی ها حتی کارشناسان مخالفش لااقل مورد توجه قرار می گیرد- همه ی موثران بر افکار عمومی در این جهت بکوشند. و قاعدتا همان گونه که اجرای اصل این طرح به یک مدیریت و سیاست گذاری متمرکز نیازمند است، مدیرت افکار عمومی در رابطه با اجرای این طرح هم اگر نه یک مدیرت متمرکز، لااقل یک سیاست گذاری متمرکز منطقی لازم دارد. گرچه در شکل گیری فضای روانی افکار عمومی عوامل مختلفی دخیلند ولی بی تردید رسانه ها به خصوص صداوسیما نقششان با دیگر رسانه ها قابل مقایسه نیست. (همون نقش بی بدیل خودمون!)
به عنوان یک نمونه کوچک اگر رئیس جمهور از مردم می خواهد که نیازهای جدیدی برای خود تعریف نکنند برای من به عنوان یه مخاطب عادی کمی غیر قابل هضم است که رسانه ی ملی تبلیغ بخارشوی خارجی می کند. کالایی که نه نیاز مردم است و نه کمکی به اشتغال زایی داخلی می کند. و البته کیست که نداند نیاز جدید را خانواده ها برای خود تعریف نمی کنند؟ این کالاها و تولیدکنندگان آن ها هستند که با تولید کالایشان وبل که پیش از آن نیازش را هم تولید می کنند. (البته شاید باشد کسی که نداند!). در رسانه های دیگر هم که الی ماشاءالله از این موارد دیده می شود. فقط کافی است سری به سایت های خبری تحلیلی بزنید. عمده ی فضای اختصاص یافته به تبلیغاتی این سایت ها به موسسات مالی و اعتباری، بانک ها، لوازم صوتی تصویری، مهاجرت! و... اختصاص یافته است. رقمی که در مرحله اول اجرای این طرح به حساب مردم کل کشور واریز می شود چیزی بیش از پنج هزار میلیارد تومان است. می توان و باید درصدی از این مبلغ را در جهت جهت دهی صحیح فضای تبلیغاتی کشور، جبران خسارات ناشی از تحدید تبلیغات در رسانه ها و موارد دیگر صرف کرد.
پ.ن:
1- نمی تونم حس خوشحالی م رو از شهامت دکتر احمدی نژاد برای اجرای این طرح پنهان کنم. راستی راستی انگار می خواد یه کارایی بکنه!!
2- درگذشت مادربزرگان دو دوست خوبم رضا احسان پور و مهدی ابراهیم زاده را تسلیت می گویم.