باید...

باید عاقل باشی. سطحی نگر نباشی. باید فیلم ببینی. کتاب بخوانی. تاریخ بدانی. فرهنگ بفهمی. باید مراقب باشی هنگام قدم زدن در پیاده رو سرت به رگلاتور شیرگاز نخورد. باید صرفه جویی کنی. به فکر مردم غزه باشی. مسائل را اصلی فرعی کنی. هوشیار باشی. باید به خانواده ات برسی. زبان بخوانی. نماز شب بخوانی. دین داری کنی. باید فوت پدر دوستت را تسلیت بگویی. درد دل های اشک آلود دوستت را در طلاقش تحمل کنی. سنگ صبور دوست نزدیک به طلاقت باشی. به درد دل های دوستت که دختر لبنانی می خواهد گوش بدهی. ازدواج دوستت را تبریک بگویی. به خانه دوست تازه پدر شده ات بروی. باید به فکر رشد خودت باشی. درس بخوانی. باید این سایت و آن سایت را چک کنی. فیس بوک بدانی. توییت کردن بفهمی. گودرت را چک کنی. قلم بزنی. باید به مشورت خواهی این و آن برای طراحی غرفه و سایت و راه اندازی نشریه و... جواب بدهی. باید به فکر مسائل آخر الزمان باشی. باید در اجتماع باشی. با مردم باشی. باید همه ی تماس های روی گوشی ات را جواب بدهی. مهربان باشی. امر به معروف و نهی از منکر کنی. متواضع باشی. خودت را نگیری. ریاکاری نکنی. باید مومنی باشی به سختی کوه. باید نماز صبحت قضا نشود. باید به غذایت توجه کنی. به خودت برسی. صبور باشی. باید به فکر رفقایت باشی. کلان نگر باشی. آرزوهای بی خود نداشته باشی. آرمان خواه باشی. در حد مقدوراتت انتظار داشته باشی. خودت را دست کم نگیری. باید از مشورت این و آن استفاده کنی. باید از رفاقتت با فلان دوست که در فلان سازمان کار می کند برای کمک به پسری که پدرش معتاد است استفاده کنی. باید رازدار باشی. غر نزنی. واقع بین باشی. باید با دیگران صادق باشی. باید توانایی های خودت را بشناسی. باید میان این و آن واسطه گری کنی. طعن این و آن را تحمل کنی. باید با تقوا باشی. غیبت نکنی. روشنگری کنی. بی اخلاقی نکنی. اقتدار داشته باشی. به وعده هایت عمل کنی. باید حرفی نزنی که دیگران برنجند. باید حق را بگویی...
باید زندگی کنی.
همین!

9 دی، مشایی، بذرپاش... مسئله چیست؟ مسئله کیست؟!

باز هم کثرت موضوعاتی که در مورد هر یک می توان به صورت مبسوط نقد و تحلیل نوشت. هفته ها درگیری ذهن و سختی قلم و... رها کنم.
اولین شماره هفته نامه نهم دی هم به بازار آمد. عبارت بازار عجب عبارت خوبی است! امیدوارم شاهد یک سایت خبری-تحلیلی مکتوب نباشیم. نه از این جهت که سایت های خبری کارایی ندارند. از آن جهت که همین چند سایت خبری-تحلیلی کافی است. بیشترش ثقل مزاج می آورد! امیدوارم دوباره شاهد مطبوعه ای با تحلیل های نیمه پنهانی شبه کیهانی که قرار است همه ی مناسبات قدرت و اتفاقات سیاسی را به یک جریان مخفی خاص منصوب کند تا کشور را از فضای عقلانیت دور کند نباشیم. بگذار نیمه ی پنهان ها را همان حاج حسین شریعتمداری بنویسد. میدان جنگ یک فرمانده اطلاعات بیشتر نمی خواهد. سرباز می خواهد. سرباز. بصیرت با شاخ گذاشتن برای سران فتنه و در دل آتش کشیدن دشمنان و فحش دادن به معاندان به دست نمی آید. لااقل همه اش این گونه به دست نمی آید! راستی بد نیست در همین ابتدا برادران هفته نامه نه دی در مورد چگونگی تامین مخارج نشریه شان توضیحی به مخاطبان مکتبی خود بدهند. شفاف سازی همیشه برکت دارد. بگذرم.
عزل و نصب های منحصر به فرد احمدی نژاد –چه در مصداق و چه در شیوه- که مختص شخص اوست ظاهرا حالا صدای دوستان نزدیک او را هم در آورده است. فکر کردن به این که چرا بعد از بیش از 5 سال حالا صدای این دوستان در آمده است انسان را به یک لبخند آرام وا می دارد! متاسفانه دوستان تا هنگامی که شهد شیرینی قدرت را به کام دارند نه گوش شنوایی دارند برای شنیدن انتقادات و نه دهان و زبانی برای بیان آن! اصلا انگار نه انگار که انتقادی هست. قرار نیست انتقادها را بپذیرند. و یا حتی بشنوند. به محض این که از قدرت کنار گذاشته می شوند به ناگاه روحیه ی نقادانه پیدا می کنند. برادران عزیز! هیچ کسی نداند شما که از خرج های میلیاردی حضرت بذرپاش در جشنواره جوان ایرانی خبر داشتید. چرا آن زمان لب به نقد نگشودید. لابد آن زمان هم همه ی آن خرج ها با پشتیبانی اسفندیار رحیم مشایی – بخوانید مرد جریان خاص یا بازیگر فرهنگی دولت یا هر کوفت دیگری- بود. ولی چون حضرت بذرپاش از عنفوان جوانی جزو اطرافیان احمدی نژاد و از مسئولان اصلی ستادهای انتخاباتی او بود باید از نقد مصون می ماند. و بماند. حتی اگر یک شبه به ریاست یکی از بزرگترین کمپانی های اتوموبیل سازی کشور منصوب شود. و یا بعد از آن به یک باره – به رغم میل باطنی خود و به میل رئیس جمهور!- مسئولیت سازمان ملی جوانان را بپذیرد! مگر سازمان ملی جوانان ارث پدری رئیس جمهور است و مگر حضرت بذرپاش کمتر از ریاست سازمان های عریض و طویل به مذاق و مزاجش سازگار نیست که او به اصرار بدهد و این به اکراه بپذیرد؟! صد رحمت به همین خانم ترکستانی خواهر زن آقای بقایی که علی رغم رسانه ای شدن حکمش از پذیرش آن قاطعانه – به هر دلیلی- استنکاف کرد.
دوستی نوشته است بذرپاش برای به ثمر نشاندن ایده های فرهنگی اش به زمان نیاز داشت! بذرپاش برای به ثمر نشاندن ایده های فرهنگی اش به زمان نیاز داشت؟!! این حرف ها به شوخی بیشتر می ماند تا حرف حساب! کیست که نداند حضرت بذرپاش تا چند ماه دست به سیاه و سفید در سازمان جوانان نمی زد. نکند در  آن مدت مشغول ایده پردازی های فرهنگی اش بوده است؟ تا بعد به یک باره این جوان مخلص سرباز احمدی نژاد جشنواره ای میلیاردی راه بیندازد و هنرپیشه های زن را فقط به خاطر اسم و رسم و سیمایشان با مخارج چند ده میلیونی درگیر جشنواره کند! دیگر از معاونان حضرت بذرپاش و مابقی اش می گذرم.
برادران عزیز! اگر خود را سرباز و مطیع ولایت می دانید، بدانید که مسئله ی اصلی و اول کشور امروز مشایی نیست. حتی اگر یک جریان مخفی در دولت باشد و ریسمان هدایت فرهنگ و سیاست کشور به دست او افتاده باشد. این را اگر نه به استناد حرف های رهبر انقلاب در دیدار دانشجویی امسال بگویم، لااقل می توان با یک دو دوتای ساده به آن رسید. ظاهرا نگرانی عمده ای که بخشی از امت حزب الله از جانب ا.ر.م احساس می کنند نفوذ سیاسی او و تاثیرگذاری او در انتخابات آینده ریاست جمهوری است. مطمئن باشید به صلاحدید رهبر انقلاب در وقت مقتضی تنها با یک اشاره ی ایشان جمع زیادی از سرحلقه های جوان حزب اللهی که در مواقع حساس نشان داده اند تاثیرگذاران فضای عدالتخواهی کشور هستند در جهت رای نیاوردن مشایی و هم پیاله هایش تلاش خواهند کرد. بهتر است کمی هم به بصیرت بپردازیم. بصیرت. نه شاخ و دم گذاشتن بران سران فتنه و فحاشی کردن به آن ها و تحلیل های نیمه پنهانی ارائه کردن و...
ا
حمدی نژاد برای من هنوز همان احمدی نژاد است. همان احمدی نژاد نه از حیث محبوبیت.  بل که از جانب روحیات و خلقیات. مثل همیشه غیرقابل پیش بینی. حتی به نزدیک ترین یاران خود هم رحم نمی کند. بگذار کسانی که می خواهند با دکتر کار کنند دست و پایشان کمی بلرزد. شاید این روزها کسانی که قرار است با دکتر کار کنند به جای این که با ولع به سمت مسئولیت های پیشنهادی او بروند کمی بیشتر تامل کنند. شاید در مورد لیاقت و توانایی شان برای ریاست و مشاورت و معاونت و مدیر کلی و... بیشتر تامل کنند. شاید.
حرف های بیشتر را برای حفظ وحدت نمی زنم. خدا قبول کنه!!