این چرخ بی قرار
چرخ فلک بی قرار می گردد. به اذن پروردگار مشرقین و مغربین. و روز و شب می زاید. روز از دل شب و شب از دل روز. روزان و شبان از پی یکدیگر می آیند و می روند و می آیند و می روند... و این چرخ گردون همچنان بی تاب حرکت است. بی وقفه و مجنون. از آن هنگام که خورشید عالم تاب آخرالزمان، نیم شبی از سرزمین وحی هجرت نمود، زمین بی قرار از این هجرت، 1389 بار به گرد خورشیده تابیده است. و خورشید تابیده است...
سال 1389 مثل همه ی سال های قبل از خودش گذشت. با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش. تا بر آن چه از دست داده ایم تاسف نخوریم و بدان چه به دست آورده ایم شادمان نشویم.
شب است و خورشیدی در آسمان نیست. ساعاتی بیشتر به آغاز سال جدید نمانده است. آیا صبح نزدیک نیست؟
+ نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 1:38 توسط من
|